آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠ - سوم وقتيه مطلقه
حاشيه :
الثالث
انّها ضروريّة فى وقت معيّن نحو : « كلّ قمر منخسف بالضّرورة وقت حيلولة الارض بينه و بين الشّمس » و « لا شىء من القمر بمنخسف بالضّرورة وقت التربيع » فتسمّى حينئذ وقتيّه مطلقه لتقييد الضّرورة بالوقت و عدم تقييد القضيّة باللّادوام .
ترجمه :
سوّم وقتيّه مطلقه
و آن قضيّهاى است كه در آن محمول را براى موضوع بطور ضرورت اثبات يا از آن سلب كنند در وقت معيّن و مشخّصى مانند دو مثال ذيل :
١- هر كرهاى كه نوش از خورشيد مستفاد است مانند ماه در وقتيكه زمين بين آن و خورشيد فاصله شود خسوف پديد مىايد ( مثال موجبه ).
٢- و هيچيك از كراتى كه نورشان از خورشيد است در وقت تربيع خسوف ندارند ( مثال سالبه ).
وجه تسميه
جهت اينكه باين قضيّه وقتيّه ميگويند اينست كه ضرورت در آن به وقت مقيّد شده و اينكه مطلقهاش مىنامند از اينرو است كه قيد « لا دوام » در آن ذكر نشده و از آن مطلق و رها است .
شرح : قوله وقت حيلولة الارض الخ :
جهت توضيح معناى مثال مناسب ديدم شمّهاى راجع به حالات قمر كه علماء هيوى در كتب هيئت مرقوم نمودهاند در اينجا بياورم و آن اينستكه :
آثار الباقية في شرح الحاشية؛ص٢٠١
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص